آموزش پزشکی، نقش بزرگی در سلامت انسانها در قرن بيستم ايفا کرد ولی اين سيستم در طول زمان نيازمند تغيير است. آموزش پزشکی نه تنها بايد آماده پاسخگويی به نيازهای جامعه بطور گسترده باشد، بلکه بايد خود را با تغييرات فناوريهای جديد هماهنگ سازد.آموزش پزشکی در دو دهه آخر قرن بيستم، به دلايلی، مانند: آموزش بيش از اندازه نيروهای متخصص و بر هم خوردن نسبت نيروهای متخصص به نيروهای عمومی، تمرکز بيش از اندازه بر درمان بجای سلامت، عدم کفايت آموزشها در زمينه اخلاق پزشکی،تکامل طب جايگزين، تحول در علوم اجتماعی و رفتاری و مراقبت از بيماران در مراحل نهايی بيماری و مواردی از اين گونه مورد انتقاد قرار گرفت.اين مقاله تلاش دارد تا شکستها و يا ضعفهای آموزش پزشکی جاری را مورد بحث قرار داده و نگرشهای مختلفی را برای کمک به آموزش پزشکانی که آماده رويارويی با مشکلات قرن بيست و يکم باشند، ارايه نمايد.